دستبند خانم گلم
وای ارغوان خانم امروز با بابایی و مامان جون رفتیم یه دستبند خیلی قشنگ برات خریدیم. بابایی که اصلا موافق طلا انداختن برای شما نبود انقدر خوشش اومده بود که نگو. من و مامان جون هم انقدر که گشته بودم به این قشنگی ندیده بودم و نپسندیده بودیم.
خلاصه بعد از دو ساعت راه رفتن تو بازار و مراقبت از شکم مثل هندونه ام با دو تا بادی گارد(بابا محسن و مامان جون) بالاخره دستبندت رو هم خریدیم. حالا باید یه روزم با عمه جونت برم که برات گردنبند بخریم.
این کادوی مامان جون و باباجون برای تولد شماست. می بینی همه کارهامو کردم، فقط منتظرم که شما بیای.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دستبند خانم گلم
